خاطره
سلام عزیز دل مامان امروز اومدم تا از شیرین کاریات بنویسم از شعرهایی که می خونی نمیدونی چقدر خوشحال میشم وقتی لحظه لحظه رشدتو میبینم و با تمام وجودم حس میکنم و از خدا میخوام که همیشه کمک کنه تا همیشه و تو همه مراحل زندگیت تو مسیر درست قدم بزاری و انقدر رشد کنی تا به کمال برسی و به قول قدیمی ها عاقبت به خیر شی خب حالا بزار بگم چیکار میکنی مامان یه جمله از شعر رو میگه تو هم جمله ی بعدی رو دست و پا شکسته میخونی شعر آهو (که مریم جون یادش داده) :مامان: آهویی دارم پسرم:خوشتله مامان:فرار کرده پسرم:دستم م:دوریش برایم پ:مشکله م:کاشکی اونو پ:میبستم م:ای خدا پ:چیکا میکنه م:اهومو پ:پیدا میکنه شعر یه ...
نویسنده :
مامان پارسا کوچولو
11:38




